|
حضور سبز دلنوشته هایی از یک دل بی تاب ٢ آبان ۱۳٩٠ :: ۱٠:٤٠ ق.ظ :: نويسنده : حضور سبز
دوستت دارم چون در این وانفسا همه بر سر نفت های عراق و ایران با هم جنگ تمدن ها دارند ... جنگ برای آمال نفسانی و شیطانی خود در لوای پرچم دروغین نظم نوین جهانی ... همان نظمی که خودشان در نظر دارند ... نظمی که در آن امثال من و تو باید ته خط باشیم.
با تمام وجود انسانیت را فریاد می زنم ... ای کسانی که می گویید پیرو مسیح مقدس هستید، ای کسانی که می گویید پیروان رسول خدا محمد مصطفی هستید ... ای کسانی که می گویید پیروان دین یهودید ... ای کسانی که دم از حقوق بشر می زنید ... ای سبزها ... آبی ها ... قرمزها ... بنفش ها ... نارنجی ها ... مخملی ها ... سفید ها ... سیاه ها ... ای گروه ها و نهادها ... شما را به جان عزیزانتان؛ چشم به حقایق بگشایید ... اینجا زمین است، همانجایی که بمب در آن اختراع می شود تا انسان ها را بکشند ... همان زمینی که روزی سرسبز بود ... آدمها ... آدمها ... به کجا چنین شتابان.
همیشه و همه جا هنگام ورود می گوییم: سلام. سلامی که از روی مهر و لبخندی عاشقانه است، سلامی که از جنس این دنیا نیست، سلامی که بوی تازه ی خدا دارد.
٢ آبان ۱۳٩٠ :: ۱٠:۳٤ ق.ظ :: نويسنده : حضور سبز
٢ آبان ۱۳٩٠ :: ۱٠:۳٢ ق.ظ :: نويسنده : حضور سبز
می دانی در پرگار آفرینشت کجایم؟ ٢ آبان ۱۳٩٠ :: ۱٠:۳٢ ق.ظ :: نويسنده : حضور سبز
٢ آبان ۱۳٩٠ :: ۱٠:٢٩ ق.ظ :: نويسنده : حضور سبز
سلام آقا ... سلام
آرشيو وبلاگ مطالب اخير پيوندها |
||